نگاهبان این همه دژ
دست نایافتنی
به دیاری که نشانیش نیست
***
راهی پر برف
دیرکی در فروسویش
وشانه ام تکیده
ونگاهم
چشم انتظار رد پایت
بر برف
که دیگر سالهاست نمی بارد
***
من نگاهبانم
نگاهبان جنگل سدر
سدر سبز دیروز
در دور ترین کرانه ی زمین
***
من نگاهبانم
آنجا که ورزا ها می آمدند
از دورها
***
من نگاهبانم
نگاهبانی پیر
خسته
انگار از ازل
فرتوت و خسته
دور از تو که جاودانگی میجویی
در دژهای بسته ات
هماره بسته
نگاهبانم من
نگاهبان هزار توهای خاطره
مشتی سایه ی پوسیده
در آفتابی که نمی تابدم