دوباره چشم میگردانی
همه در خوابند
به همسفرت مینگری
آنکه در صندلی کناری جا خوش کرده است
همو که سینه اش با نفسهای مدام
و منظم
خواب را دوره می کند
خوب نگاه کن
خوبتر
سفر که تمام شود
او نیز تمام شده است
تمام
تا تمامت عمرت....
مدتی قبل سفر کوتاهی رفتم ٬به واسطه ی کارم ٬سفری
در حد یک خواب کوتاه قیلوله اما عجیب .در این سفر
که کلا هفت روز طول کشید من در ۴قاره ی دنیا
فقط تونستم که نفس بکشم در همین حد
از تهران به میلان به داکار (پایتخت سنگال)به
پاریس( فرودگاه شارل دو گل)به کاراکاس به
فرانکفورت به تهران
این چند تا عکس از این سفره
یه مرد انگلیسی تو فرودگاه میلان که پالتوش منو
یاد یه مجسمه تو موزه هنرهای معاصر انداخت

ساحل اقیانوس اطلس از پنجره ی هتل نووتل داکار
جزیره ای که در عکس میبینید یادگار یک روزیگار تلخه
ازاین جزیره که اسمش گوره است به اروپا وآمریکا
برده میفرستادند
سه عکس بالا یه ماسک آفریقایی هستن که منو یاد
وحدت در کثرت تو عرفان وفلسفه خودمون میندازه
مجسمه ی یه مرد آفریقایی که مشمول ستر عورت شده
و یه زن - مادر آفریقایی که مشمول ستر عورت نشده
این آخریم یه عکس از کاراکاسه
اگه تونستم بازم یه چیزایی درباره این
خواب کوتاه خواهم نوشت