از کنار روزگار
زمانه می گذراندمان
بی هیچ وقفه ای
نوری از چشمانم بر نمی خیزد
از ذهنم
خاطره...
نور مبهوتم نمی کند
تنها ته لهجه ی مجعد جنوبیت...
نمناک
می مانم
صدای زوزه ای وزوزه میکند
روزگار
اینچنین
از کنار زمزمه میگذراندمان...

نوشته شد به قلم در دوازدهم فروردین 1387
|
ای شمس تبریزی !
نظر،
در کل عالم
کی کنی...


نوشته شد به قلم در دهم فروردین 1387
|
|
نوروز
رخت دیدم
خوش٬
اشک بباریدم |
|
|
|
نوروز و چنین باران؟!!
باریده
مبارک باد |
|
|
مولانا

نوشته شد به قلم در هفتم فروردین 1387
|