تبليغاتX
انکیدو

 حرمتی دارد آب؛ آب و نبات، چارپا و پرنده و این چارتاقی آسمان، جانور حرمتی دارد، خاک،انسان. حرمت دارد حیات!

  راهی نمانده است ، نزدیکیم و نزدیکتر می شویم ،به آن نا شناس ،راز آلود همین گوشه دنیا که دریچه ای است به رویمان گشوده از دل مادر ، دریچه ای به درون ... به دل زمین!

قلعه کرد ...روستایی کمی دور از قزوین، میان راه همدان، کهن ملکی از این سرزمین بزرگ در همسایه گی آبگرم، زیر سایه برجهای دوگانه خرقان!

رو به خفتن گاه خورشید، به باختر که بروی آنجا که زمین را پایانی است انگار و آسمان را آغازی ...کهن ملکی است به اسم قلعه کرد که مادر زمین کودکی دیر سال به همین نام در خود نهفته دارد!

اینجا در دل مادر...

حرمتی دارد سکوت، حرمتی دارد راز، حرمتی دارد تاریکی، حرمتی دارد زیبایی ،حرمتی دارد هوا، نفس، حرمتی دارد تشنگی!

 حرمتی دارد آب!

نوشته شد به قلم در بیست و چهارم مهر 1387 |
 
گذارت از آستانه‌ی ناگزير فروچکيدن قطره‌ قطراني‌ست در نامتناهي‌ ظلمات...
نوشته شد به قلم در شانزدهم مهر 1387 |